خرید بک لینک

ٌیه شـــــب که خیلی دلتنگش بودم بالشمو بغل کرده بودم

داشتم خاطراتمـــــونو مرور میکردم..

باخودم گـــــفتم الان باکیه؟؟

کجـــــاس؟

.به عکــــــــــساش خیره شدم...

دیدم پیـــــام دارم...

نگاه کردم خواستم نخونده پاک کنم چون حوصله ی هیــــــــــچکی ونداشتم...

اما تاچشمم به فرســـــتنده خورد درجاخشکم زد..

چندبار اسمـــــشو خوندم....

تمام خاطراتش اومـــــد جلوچشمم....

حتی اخریـــــن حرفش که بهم گفت هری...

خواســـــتم پاک کنم اما چشمم به متنش افتاد...

نوشته بود«دوســــــــــت دارم دیوونه».....

لحـــــنش مثل همون موقعا بود.....

بااین حرفش تمام گذشـــــته رو فراموش کردم ...

نوشتم «منم دوست دارم عـشقم»

بالـــــبخند اومدم دکمه ی ارسال وبزنم..

.

.

نوشت☜«ببـــــخشید اشـــــتباه فرستادم...

+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۰/۰۴ساعت 23:22 توسط vahid |

برچسب: نویسنده: آدرین اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 10:56

صفحه بندی